متن زیر رو من ننوشتم. صرفا بازنشر هست


----


دشمن با ذهنیت خود در مورد ما قضاوت می کند. مثلا روزگاری که نفرات اول کنکور رشته برق را انتخاب می کردند تعداد مقالات VLSI با منبع ایرانی (در حالی که هیچگونه امکان تولید تراشه در داخل وجود نداشت و هنوز هم ندارد) به بیش از 15 درصد کل مقالات این رشته رسیده بود و چند اندیشکده آمریکایی مامور شدند که بررسی بکنند که ایران به طور مخفیانه مشغول چه کاری است که این همه مقاله در این رشته بیرون آمده است. در حالیکه وزرای سیاسی علوم و آموزش عالی به آخرین چیزی که فکر می کنند دانش و راهبردهای کسب و انتقال آن است.

از طرف دیگر با اینکه زیر ساخت ایران برای تولید جنگنده بسیار غنی است، دشمن زیر ساخت ما را ناچیز می داند زیرا تصورش را هم نمی کند که با وجود این همه زیر ساخت و این همه پول و این همه نیروی انسانی درجه یک مجانی و این همه تهدید در 360 درجه چرا تولید انبوهی شکل نگرفته است هنوز.

در اوایل جنگ با عراق دو تا بسیجی در جبهه مسحور یک صخره زیبا در منطقه جنگی می شوند و تصمیم می گیرند که از آن بالا بروند بدون هماهنگی با کسی صخره را صعود می کنند و در بالای آن که می رسند می بینند که کنار این صخره در فاصله چند صد متری یک ارتفاع دیگری است که یک سری افراد دارند خودشان را از آن پایین می اندازند!! بسیار تعجب می کنند و بعد که بر می گردند معلوم می شود که اینها نیروهای تامین عراقی بوده اند که از ترس اسیر شدن با عجله در حال فرار بوده اند!!! و پشت این صخره یک تیپ زرهی تجمع کرده بوده که قصد تک داشته (چون می دانسته اند ما در منطقه توپ هویتزر نداریم نیروی هوایی هم در این شرایط نمی تواند خوب از بمب سقوط آزاد استفاده بکند) ولی با وجود ایرانی ها در بالای صخره تصمیم می گیرد که عقب نشینی بکند و تک نکند. ژنرال عراقی تصورش را هم نمی کرد که در جبهه ایران این قدر آشوب وجود داشته باشد که چند نفر وسط جنگ بخواهند بروند کوه نوردی او تصور می کرده که نیروی بزرگی از دشمن آنجا است که بر اثر اشتباه تعدادی لو رفته اند

ترکیبی از این اتفاقات باعث شده که واکنشهای مختلفی در مورد این رونمایی نشان داده بشود. مثلا داگلاس پری که مخالف جنگنده های رادار گریز هست و از طراحان اف-16، این کار ایران را قابل توجه می داند و از طرف دیگر ادعای ساخت جنگنده جدید را خیلی ها مسخره کرده اند.

در پلاکاردها نوشته اند 7.5 میلیون دلار صرفه جویی و در برنامه شبکه دو اظهار شد که بالای 16 میلیون دلار در کل صرفه جویی شده و اون 7.5 مربوط به اویونیک است اگر از بیرون می خریدند. اما آخرش رقمی که این جنگنده تمام می شود بیان نشد. رقمی که میلیتاری واچ اعلام کرده در مورد قیمت تمام شده نمونه است نه مقدار صرفه جویی ارزی که کرده. این ارقام صرفه جویی ارزی که اعلام می شود بیشتر برای موارد مدیریتی داخلی و پاداشها و تبلیغات اقتصاد مقاومتی است.

شما برگردید به 84 سال پیش. آلمان نازی برای تبلیغاتش از هلن برتا امیلی ملقب به لنی ریفنشتال سی و دوساله بازیگر و فیلمساز جوان و نابغه استفاده کرد و آن شاهکار پیروزی اراده خلق شد. همه افتخار این کار را به ریفنشتال اختصاص می دهند اما من این افتخار را به سیستمی می دهم که این آدم نابغه را از میان صدها نفر مدعی با تجربه انتخاب کرد.

ما چکار می کنیم؟ اصولا زیبایی شناختی کجای کار ما است؟ ما با تاریخ پر افتخار این کشور چه برخوردی کرده ایم؟ آلمانی ها که اصولا تاریخ نداشته اند چقدر خرج کرده اند که تاریخ جعل بکنند؟ یک کارگردان رانتی غیر نظامی بی اطلاع و بی علاقه به امور نظامی و بی حوصله را می آوریم که فقط بلد هست دوربین را با سرعت بچرخاند. خود مراسم هم هیچ کارگردانی ندارد و حتی در رژه ها یک سری وسیله ناقص به ستون یک حرکت می کنند که اعلامیه ای است مبنی بر اینکه ما به نیروی نظامی ناچیز خود اطمینان نداریم که تانکش روی زمین با موتور خودش حرکت بکند و این کشور ما بی دفاع هست ای خارجی ها بیایید حمله کنید لطفا. خوب رونمایی این چنین آشفته و رژه های تاسف بار سالیانه خیلی حرف ها برای گفتن دارد. برای افرادی مثل ما که نمی توانند تصور کنند برخی از افراد چقدر می توانند ضد منافع ملی و فقط در راستای منافع مادی رفتار بکنند اتفاقاتی این چنین شوک آور است. حتی موجودیتی که نام بابک تقوایی روی آن گذاشته اند هم شوک شد از این سطح از آشوب و مدعی است که کوثر هواپیمایی دیگر است که فعلا اویونیک آن روی پلتفرم آذرخش در حال تست است. حتی میلیتاری واچ هم باور نمی کند که ما از صاعقه بدون دلیل به آذرخش عقب نشسته باشیم و دلیلش را ارزان سازی می داند و به این رسیده که دکترین ایرانی ها ساخت هر چیز به ارزانترین شکل ممکن با حفظ کارآمدی نسبی است.