فرصتی شد تا کتاب خاطرات یک گیشا (Geisha) رو به اتمام برسونم

گیشاها در واقع زنان خودفروش ژاپنی هستند

ژاپنی ها دو نوع روسپی دارند. اگر فرد قیافه معمولی داشته باشه، یک روسپی معمولی میشه

اگر هم بر و رویی داشته باشه، نزد یک سری دلاله! آموزش هایی میبینه تا مردان ثروتمند رو شکار کنن!

قبلش از کتاب تعریف شده بود، اما من اصلا نپسندیدم

عمرم بیهوده برای خوندن یک کتاب 650 صفحه ای هدر رفت

به هیچ وجه ارزش خوندن نداشت

خلاصش این هست که دو خواهر توسط پدرشون فروخته میشن. اون ها رو از دهاتشون به کیوتو میبرن

یکیشون میشه گیشا. اونیکی هم روسپی معمولی

روسپیه فرار می کنه و معلوم نمیشه کجا رفت

گیشا بزرگ میشه. با مردان متعدد رابطه میگیره و آخر هم با رئیس! چندسالی زندگی می کنه

و بعدش مهاجرت می کنه امریکا

همین


به نظرم اواخر کتاب مثل فیلم های ایرانی یک دفعه، سر و تهش رو هم آوردن

بقیه کتاب هم اباطیل هست. بیشتر حرف های خاله زنکی!

فکر کنم بیشتر فروش کتاب در آمریکا هم به خاطر انتظار جذابیت داستان برای مردم بوده

برای من که هیچ جذابیتی نداشت


----

عکس زیر از منوی غذای یک مهمانی اشرافی ایرانی در 130 سال پیش

خیلی هاش رو من نخوردم هنوز!