سلطان به حقیقت آن است که عدل کند در میان بندگان و جور و فساد نکند که سلطان جایر شوم بوَد و بقا نبْوَدش؛ زیرا که پیغامبر صلی‌الله علیه و آله گفت: «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع‌الظلم».

و اندر تاریخها چنین است که چهار هزار سال این عالم را مُغان داشتند و مملکت اندر خاندان ایشان بود؛ و از بهر آن بماند که میان رعیت عدل کردندی و رعیت را نگاه داشتندی، و اندر کیش خویش جور و ستم روا نداشتندی و جهان به داد و عدل آبادان کردند. و در خبر آمده است که: خدای تعالی به داوود پیغامبر وحی کرد تا داوود قوم خویش را بگوید تا اهل عجم را دشنام ندهند، که ایشان آن کسانی بودند که جهان آبادان کردند، تا بندگان من در وی زندگانی می‌کنند.

پس بباید دانستن که آبادانی و ویرانی جهان از پادشاهان است، که اگر پادشاه عادل بوَد، جهان آبادان بود، و رعیت ایمن بود؛ چنان که به وقت اردشیر و افریدون و بهرام گور و کسری انوشیروان بود. و چون پادشاه ستمکار بود، جهان ویران شود؛ چنان که به وقت ضحاک و افراسیاب و یزدگرد بزهکار و مانند ایشان.

 و بدان که کوشش آن پادشاهان قدیم به آباد داشتن این جهان بود؛ از بهر آنکه دانستند که هرچند آبادانی بیشتر، ولایت بیشتر و رعیّت به انبوه‌تر ]…[ و به جور و ستم کردن همداستان نبودندی، و از کسان خویش بیداد کردن روا نداشتندی، از آنکه می‌دانستندی که مردمان با جور و ستم‌ پای ندارند و شهرها و جایها ویران شود، و مردمان بگریزند و به ولایات دیگر شوند ]…[ و دخل کم شود، و عیش مردمان تلخ و بی‌مزه گردد و رعیت پادشاهِ جابر را دوست ندارند، و همیشه بروی دعای بد کنند تا خدای تعالی ایشان را برخورداری ندهد و زود هلاک شوند

و یقین بدان که یادگار مردم سخن است، به هر چه کند، او را بدان کردار یاد کنند؛ اگر نیک باشد، او را به نیکی یاد کنند؛ و اگر بد باشد، به بدش یاد کنند. پس واجب است بر مردم که تخم نیکی کارد و از عیب و زشتی‌ها دور بوَد، خاصه ملوک را، تا از پسِ ایشان نام نیکو بماند و مردمان او را به بدی یاد نکنند؛ چنان که شاعر گوید:

ای پسر، از بدی گریزان باش           بد مکن  گر کنی، پشیمان باش

از تنـت دور دار زشتـی را           وز بد روزگار، ترسان باش

از پس تو سخن بمانَد و بس        بنگر تا چه خوبتر، آن باش



نصیحه‌الملوک، محمد غزالی