بلاگستان یه فضای معنوی خاصی گرفته


هر وبلاگی میری، بوی زولبیا و بامیه میاد :)


ما کج و کوله ها رو هم لطفا دعا کنید


----

انسان ها رو از جهات گوناگون و با معیارهای مختلف میشه به دسته های مختلفی تقسیم کرد


به عنوان مثال زمانی که خوابگاهی بودم مثلا چهار دسته از دوستان قابل مشاهده بودن


یه گروه که بیشتر مذهبی ها بودن، تو فاز ازدواج بودن و دنبال نیمه گمشده میگشتن و گاهی فریاد برمی آوردن که "من زن می خوام!"


تا اونجایی که ازشون خبر دارم همه این عزیزان الان زن و ایضا بچه دار هستن


گروه دوم پارکینگ دارها بودن! پارکینگ عمومی دیدین؟ ماشینا از یه در وارد میشن و از یه در هم خارج. دل این عزیزان هم مثل پارکینگ عمومی بود


اینا دنبال دوستی از میان نسوان بودند و چون نمیتونستند یکی رو از میان اون ها انتخاب کنن. به هر کی میرسیدن بهش پیشنهاد میدادن


مورد داشتیم تو یه روز به 10 نفر پیشنهاد داده!


این عزیزان هم بعضیاشون بالاخره تو دام افتادن و یکی دوتا (شاید هم بیشتر!) از نسوان محترمه زیر چتر حمایتیشون زندگی می کنن


گروه سوم خنثایان بودن! این ها دنبال دختربازی و ... نبودن، اما گارد هم نمی گرفتن. اگر موردی پیش میومد استقبال هم میکردن


بعضیاشون الان هنوز به همون مسیر خنثی بودنشون ادامه میدن و یکی دوتاشون هم بچه دارن!


گروه چهارم اما با بقیه فرق می کردن. این ها نه تنها دنبال جنس مخالف نبودن، کلی هم اخ و توف می کردن و هر وقت بحثش میشد، سایرین رو فرومایگانی بدبخت میدونستن!


این عزیزان 2 فرد شاخص داشتن. یکیشون مذهبی بود و به اسم علی. دیگری کافری بود، منکر همه چیز به اسم کیوان


کیوان رو مدتی پیش دیدم. هنوز با همون فرمون داره جلو میره و اگر خودش سرش رو به باد نده، قاعدتا تا چندسال دیگه منقرض میشه!


آما. آما علی رو همین امروز دیدم. اون هم نه تنها. با زن و دوقلوهای یه ساله اش!


اولش شک کردم. گفتم این همون علیه؟ نه!!!! این یه موجود زن ذلیله! امکان نداره همون علی خودمون باشه!


به قول قدیمیا گربه دستش به گوشت نمیرسید که میگفت پیف پیف! وگرنه این بشری که من امروز دیدم، یه سر و گردن در انجام امور پدرانه از بیشتر دوستان بالاتره


نتیجه اخلاقی این که خیلی به اخ و توف و نق نق دوستان توجه نکنین! آدما عوض میشن. شرایط زندگی آدما رو عوض می کنه. تو جوونی یه چیزی میگفتن. بزرگ میشن، یادشون میره!