بدون شرح


با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بهروز

سانچی 2

نقش عده ای در این دنیا مثل کشتی باری چینیه که به نفت کش سانچی خورد ! میزنن زندگی یک عده را نابود میکنن و بعد در کمال سلامتی به راهشون ادامه میدن و به مقصد می رسن !


=====

درسته که جهان به اعتبار خنده های تو زیباست ولی باور کن مسواک نقش مهمی تر داره...


=====

اوضاع بازار ‌جوری بهم ریخته است که یکیم چکش پاس میشه زنگ میزنیم تشکر میکنیم

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهروز

ذات آدم

شما بشین پرزای روی کیوی رو با ژیلت بزن
همشو
سیب زمینی میشه؟
نمیشه که
ذات آدما هم با تغییر ظاهر و لباس عوض نمیشه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهروز

خدمت یا خیانت

در خبرها خوندم که پایگاه "ونوم ایران" افتتاح شده


حالا ونوم ایران یعنی چی؟ یعنی "پایگاه داده‌های ژنوم قومیت‌های ایرانی"


این پایگاه شامل داده‌های مربوط به ژنوم ۸۰۰ فرد سالم با ویژگی‌های مشخص از ۸ قوم ایرانی "فارس"، "آذری"، "کرد"، "ترکمن"، "لر"، "بلوچ"، "عرب" و "جزایر خلیج فارس" است که هر کدام از یکصد نفر مورد مطالعه قرار گرفته و اطلاعات آنها بدون نام و مشخصات فردی و به صورت کدگذاری شده در این پایگاه ثبت شده است.


ظاهر قضیه ممکنه جالب باشه و میشه از این اطلاعات برای طراحی داروهای اختصاصی برای مردم ابران استفاده کرد


اما در باطن چطور؟


واقعیت این هست که ما در کشور طراحی داروی اختصاصی برای مردم ایران اصلا نداریم! یک سری تیم های تحقیقاتی داریم که هر سال یه بودجه ای میگیرن و میگن داریم یه کارایی می کنیم


اما تو ایران ما اصلا صنعت داروسازی نداریم! الان میگین پس این کارخونه های داروسازی چیه؟ درسته ما کارخونه داریم اما صنعت نه!


فرقشون چیه حالا؟ ببینید وقتی شما یه صنعتی مثل داروسازی داشته باشی، توانایی طراحی و ساخت داروهای جدید رو داری. اما ما برای این چیزا پول خرج نمی کنیم


ما فقط میریم خط مونتاژ رو میخریم و یه کارخونه میزنیم. مثل همین کارخونه های خودروسازیمون. ادعا می کنیم که 95 درصد داروی مملکت رو خودمون تولید می کنیم. اما دانش فنی اون رو چی؟ مواد اولیه اش رو چی؟ تو این چیزا ما ضعف داریم و اصلا هم دنبالشون نیستیم. گاهی اوقات خبرهایی از تک و توک داروهای ایرانی میشنویم، اما خیلی هاشون فقط در حد سر و صدا و گرفتن بودجه هستن


خوب بریم سر بحث خودمون


ما یه کشور استثنایی هستیم! کشوری که با بیشتر کشورهای دنیا روابط مطلوبی نداره. دشمنانمون هم کشورهای عقب مونده و بی دانشی نیستن


یه نگاه به تاریخ بندازیم. وقتی غربی ها به قاره آمریکا رسیدن و می خواستن از شر سرخ پوست ها رها بشن چی کار کردن؟ یه گروهی رو که زدن و کشتن. اما به هر حال گلوله خرج داشت!


یه روش راحت تر استفاده از بیماری ها بود! خیلی راحت با سرخک! و آبله، میلیون ها سرخ پوست رو کشتن! موارد مشابه طی چند قرن اخیر خیلی زیاده!


ما چیکار کردیم؟ اومدیم میلیاردها تومن خرج کردیم (حدود شش میلیارد تومن فقط خرج دستگاه ها شده) و اومدیم ژنوم صدها نفر از نقاط مختلف کشورمون رو تعیین توالی کردیم و گذاشتیم روی اینترنت!


فرض کنید من با ایران دشمنی دارم و این دشمنی رو هم به صورت های مختلف نشون دادم (از زدن هواپیمای مسافری و دادن سلاح شیمیایی به صدام گرفته تا تحریم های ریز و درشت) و می خوام سر به تن این ملت نباشه


اگر من 4 تا متخصص ژنتیک داشته باشم که دارم، خیلی راحت میام ژنوم ایرانی ها رو با اطلاعاتی که خود ایرانی ها رو اینترنت گذاشتن، بررسی می کنم. خیلی راحت و میتونم ویروس، باکتری یا هر عامل بیماری زایی رو تولید کنم که فقط ایرانی جماعت رو بکشه و من آمریکایی رو نکشه!


این کار رو قبلا هم انجام دادن. مثل همون سرخ پوستای نگون بخت که با سرخک میمردن اما سفیدپوست هایی مثل ما و اروپایی ها با سرخک نمیمیرن!


کدوم مشنگی میاد اطلاعات ژنوم همه اقوام ایرانی رو میذاره روی اینترنت؟ اون هم با این همه وحشی پولداری که دور ما رو گرفتن. از عربستان و نوچه هاش بگیر تا دیگرانی که تشنه انتقام گیری از این مردمن؟


کسی که به حرف من گوش نمیده. اما این نوشته رو برای ثبت در تاریخ اینجا گذاشتم.


چهار روز دیگه دیدین بیماری اومد که مثلا فقط فارس و کرد و آذری رو میکشه و عرب یا یهودی یا اروپایی رو نمیکشه، بدونید که باعث و بانیش کیا بودن!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهروز

سانچی


برای همه درگذشتگان سانچی آرزوی غفران و رحمت الهی دارم،خیلی هاشون از من جوون تر بودن



اما تو تلگرام خیلی میبینم که سوال می کنن مگه این کشتی رادار نداشته؟ مگه کشتی های اطرافو ندیدن و قس علی هذا


من نمبدونم کدوم کشتی مقصر بوده. اما این اتفاقات تو دریا پیش میاد. حتی واسه کشتی های جنگی که رادارهای بسیار بسیار قوی تری دارند.


مثلا چند ماه پیش "ناوشکن موشک‌انداز جان اس مک‌کین آمریکا در شرق تنگه مالاکا و سنگاپور با تانکر نفتکش آلنیک ام‌سی تصادف کرده بود"



منطقا کشتی که به پهلوی کشتی ما یا ناو آمریکایی زده مقصره! باید دید تحقیقات به کجا میرسه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهروز

اعصاب!

دیشب تقریبا تا اذان صبح داشتم با سایت کذاییمون سر و کله میزدم


همه چیز تو لوکال هاست خوب کار میکنه. اما وقتی میارم رو هاست، انواع و اقسام ارور میده


الان هم سه ساعتم تو فکرشم. اصلا نمیدونم چه خاکی به سر بریزم!


اعصاب هم داغان


الان میبینم همه ارورها برای کاربرانی هست که از ایران متصل میشن! سایت برای غیرایرانیا کار می کنه! خودم هم که با فیلترشکن میرم، سایت مشکلی نداره. یعنی کار حسن آقاست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز

PHP خر است

سایت ما دچار مشکل شده و از اونجایی که فقط من یه چیزایی از وبسایت میدونم، شدم مسئول رفع مشکل


به قول قدما، در شهر کوران، یک چشم پادشاه است


مشکل اینه که این پادشاه هم اصلا چیزی نمیدونه! فقط گاهی با آزمون و خطا به نتیجه میرسه


الان هم مثل درازگوش در گل گیر کردم و نمی دونم چه خاکی به سر این سایت بریزم!


کسی هست برای رضای خدا یه کمکی بکنه؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز

ارث

سال ها پیش خونواده ای در همسایگی ما زندگی میکردن که شامل یک زوج کهنسال، دو پسر و یک دختر بودن

یه خونه ویلایی بزرگ، حیاطی دلگشا و وسیع، درختان میوه و یک درخت گردوی بسیار بسیار بزرگ!

وضع مالی پیرمرد خوب بود و برای پسرهاش مغازه خرید و هر کدوم به یه تجارتی مشغول شدن و رفتن سر خونه زندگی خودشون

اما دختره یه کم شیطون و سر به هوا بود

یه بار گم شد و سه روز ازش کسی خبر نداشت!

معلوم شد به همراه دوست پسرش (اون زمون ها مثل الان نبود. دوست پسر داشتن یه چیزی در مایه های روسپی بودن! بود) رفتن شمال

پدره هم دختره رو به زور به همون پسره داد و پرتش کرد بیرون

پیرمرد معتاد بود و تریاک میکشید

ما که تریاکی نداشتیم، اما میگن تریاکیا باید غذای مقوی بخورن تا بدنشون ضعیف نشه!

ایشون هم چندوقت یک بار یک عدد بره چاق و چله رو میاورد خونه و سرش رو میبرید و به همراه پیرزنه میزدن بر بدن

گوشت این که تموم میشد میرفتن سراغ بره بعدی!

وضعشون خوب بود اما در حدی نبود که مخارج تقویت! پیرمرده رو تامین کنه

برای همین پیرمرده و پسربزرگ پنهانی به تفاهم رسیدن که خونه ویلایی شون به نام پسر بزرگ زده بشه و هزینه های پیرمرده رو پسر گرامی بده

این داستان ادامه داشت تا سه چهارسال بعد پیرمرده مرد

پیرمرده وصیت کرده بود تا زمانی که پیرزنه زندست، بچه ها میراث خونواده رو تقسیم نکنن

علی الظاهر هم بچه ها گوش کردن

کم کم پسر بزرگ کارش خیلی رونق گرفت و چندتا مغازه جدید باز کرد و مثل قدم به مادرش سر نمیزد

پسر کوچیک از فرصت استفاده کرد و به بهانه تنها بودن مادر، خونه و زندگی رو ول کرد و اومد پیش مادرش زندگی کرد!

نگو آقا در همسایگی خونه مادرش یه زن دیگه گرفته!

یه مدت گذشت و پسر کوچیکه زیرپای مادرش نشست که من دارم ازت نگهداری می کنم و الخ. خونه رو به من بده!

با استشهاد محلی و (شاید هم رشوه)، یه سند به نام خودش گرفت!

بعد یه مدت پسر بزرگ فهمید که پسر کوچیکه رفته و سند گرفته. رفت شکایت کرد که سند اون خونه به اسم من بوده!

هیچی دیگه، یه روز خونواده های دوتا پسر اومدن به خونه پیرزنه و دعوا و داد و جیغ و الخ!

این وسط برادربزرگه با یه چوب میزنه تو ملاج برادر کوچیکه!

آمبولانس و آژان کشی میشه و در این حین، زن دوم پسر کوچیکه (که همسایه بوده و به صورت خاله زنکی اوضاع رو پایش میکرده!) میبینه شوهرش رو به صورت افقی از اون خونه خارج کردن و خون از سر و روش روانه

یه جیغ و داد جدید اضافه میشه! که کی شوهر منو کشت؟ کی بابای دوقلوهای منو کشت؟!

نیازی به گفتن نیست که همونجا هووها همدیگه رو میبینن و غیر از گیس و گیس کشی خودشون، چندتایی هم ضربه به شوهر مشترکشون میزنن که اون بدبخت غیر از شکستگی سر، دچار شکستگی دنده ها هم میشه!

چند روز بعد هم پسر بزرگه میره و با آژان میاد مادرشو از خونش بیرون میندازه! (سند به اسمش بود دیگه. اعتقاد داشت مادر و برادرش برضدش توطئه کردن)

پسر کوچیکه هم که خونوادش از هم پاشیده بود و به فنا رفته بود

پیرزنه مجبور میشه بره خونه دختری که 25 سال بود بیرونش کرده بود

یک ماهی پیش دختر و دامادش میمونه و 3 روز قبل هم دق مرگ میشه!


نتیجه اخلاقی

1- اعتیاد دشمن خانواده! اون لامصب رو مصرف نکنین که به خاطر مخارجش خونوادتونو به فنا بدین!

2- گیرم پدر و مادرتون بد. نندازینشون گوشه خیابون!

3- سعی کنید هر طور شده خودتون کارای شخصی پدر و مادر زمین گیرتونو انجام بدین. چند روز آخر رو پیرزنه فلج شده بود. چون دخترش هم کارمند بود، گاهی دامادش پوشکش رو عوض می کرد! ظاهرا پیرزنه از این مسئله در رنج و عذاب زیادی بوده!

4- ...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهروز

ازدباج

اینجا خواننده ای نداره به اون صورت

اما همین چندتا عزیزی که هستین

سوالم اینه ملاکاتون واسه ازدواج چیه؟

طرف باید چگونه آدمی باشه؟

ممنون میشم صادقانه بگین

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهروز

بادام؟

یه کم بادام زمینی گرفته بودم و کنار دستم بود


گاهی چندتایی ازش برمیداشتم و تناول میفرمودم


بعد تموم شدنش. بازم دلم می خواست!


یه نگاه به دور و بر وپایین میز انداختم شاید یه کوچول موچولش از دستم در رفته باشه و افتاده باشه اینور و اونور


یه بادوم خوشکل و درشت رو زمین توجهم رو به خودش جلب کرد


همونطور که چشمم به مانیتور بود؛ دستمو دراز کردمو گرفتمش و انداختم تو دهنم


وقتی گاز زدم متوجه شدم با یه صدایی شکست! مزه بادوم هم نمیداد


الان 10 دقیقه هست دارم دهنمو میشورم.


یه سوسک مرده بود!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهروز