چینی

به طرف میگن ماشین چی خریدی؟
میگه: دانگ فنگ ، چان گان.

فیلم کاراته س ؟؟!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز

ملیجک ثانی

دیشب بی خوابی زده بود به سرم

خاطرات محمدحسن خان اعتماد السلطنه رو مطالعه می کردم

جناب اعتماد السلطنه شب ها سر شام ناصرالدین شاه میرفت و براش کتاب می خوند!

بگذریم

مکررا آقای اعتمادالسلطنه از توجه بیش از حد ناصرالدین شاه به کودکی به نام ملیجک ثانی (عزیزالسلطان) گلایه می کنه

و همیشه میگه این کودک چرک و کثیف فلان کار رو کرد و بهمان رفتار رو نشون داد

مثلا اعتمادالسلطنه در جایی گفته : تمام قد و قامتش زیاده از یک ذرع (متر) نیست ـ صورتی بسیار زشت و جبهه‌ای بسیار سبزه دارد... ابروی سیاه از هم گشوده ـ دهان بی‌اندازه گشاده ـ کله از تناسب بزرگ‌تر و چند سالک در صورت ـ دماغ چون برج و کثافت لباس و بدن به حدی است که غالبا از عفونت، به خصوص در تابستان کسی نمی‌‏تواند از نزدیک او عبور کند...

من فکر می کردم چون از این بچه خوشش نمی آد؛ مدام بهش میگه چرک و کثیف

تا این که امروز قبل ناهار، یه نوشته ای از خود این بچه (در هنگام بزرگسالیش) خوندم که برام جالب بود

ملیجک ثانی میگه: یکی از کارهای سخت من رفتن به حمام بود، مخصوصا در ایام طفولیت که خیلی به نظرم سخت می‌رسید که به حمام بروم، هر دو ماه گاهی یک مرتبه حمام می‌رفتم. سر و صورتم را هم نمی‌شستم، سرم پر مو بود، آن وقت‌ها معمول نبود که مردها مخصوصا بچه‌ها موی سرشان را کوتاه کنند. موهای زیاد و پرپشت داشتم. اغلب موهای سرم نیز چرب بود، زیرا غذا خوردن در آن زمان با کارد و چنگال معمول نبود و با دست غذا می‌خوردند، من هم بچه بودم و با دست غذا می‌خوردم. شاید هنگام غذا خوردن سرم می‌خارید، آن وقت با همان دست‌های چرب سرم را می‌خارانیدم. این بود که سرم دایما چرب و کثیف بود و معلوم است که با این کثافت شپش هم تولید می‌شود. صورت نشسته، موهای شانه نکرده و سر پر شپش و بی‌نهایت کثیف بودم. با تمام این احوال شاه مرا در بغل می‌گرفت و مرا می‌بوسید و ابدا به رویم نمی‌آورد که کثیف هستم.


ملیجک همین پسری هست که سرپا ایستاده

سمت راست هم ناصرالدین شاه

سمت چپ هم اعتمادالسلطنه در حال خواندن چیزی برای شاه

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهروز

الگو

امروز سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها هست

طبق معمول هم تلویزیون و سایر متولیان فرهنگی برنامه های مختلفی دارند که سعی می کنند به قول خودشون الگوی اسلامی-ایرانی زندگی رو ترویج کنن

با وجود این که بودجه فرهنگی کشور سالانه بیش از 6000 میلیارد تومان هست (غیر از 2000 میلیارد تومن بودجه صداو سیما)

اما

اینجاست که تاثیر به کارگیری پسرخاله و دخترعمو رو در سیستم های اداری میبینیم

کمثل الحمار یحمل بودجه فرهنگی!

حاضرم باهاتون شرط ببندم که 99% این گوسفندان اصلا نمیدونن الگوی زندگی اسلامی چی هست!

یه بودجه ای هست که باید هپلی هپو بشه و میشه!

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهروز

اجاره

چندجا رو واسه اجاره دیدم

قیمت ها چرا اینطوری شده؟

هر چی فکر می کنم نمیتونم اینطوری جایی رو کرایه کنم

نیازمند دعاهاتون هستم!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز

لایک

از این دنیای مجازی کمی فاصله بگیرین!

به فکر دنیای حقیقیتون باشین!

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بهروز

سربازی

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
بهروز

حسرت

لپ تاب من حدودا 7 سالی واسم کار کرده و دیگه پوکیده شده

قبل عید به سرم زده بود که یه لپتاب جدید بگیرم

یه موردی رو پسندیده بودم، حدود 3 تومن قیمتش بود

اما 200 هزار تومن کم داشتم. روم هم نمیشد از کسی بگیرمش

گذشت تا این که امروز دوباره تصمیم گرفتم سمت خرید برم

به نظرتون قیمتش چقدر شده بعد 6 ماه؟


خیلی ناقابل شده 9 میلیون

چی میتونم بگم؟

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهروز

مهربان

امروز روز زیارتی امام رضا علیه السلام هست


زیارت خاصه امام رضا علیه السلام خیلی کوتاهه که در ادامه اورده میشه


هرجا هستید بخونید




۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
بهروز

پرزیدنت


سلطان به حقیقت آن است که عدل کند در میان بندگان و جور و فساد نکند که سلطان جایر شوم بوَد و بقا نبْوَدش؛ زیرا که پیغامبر صلی‌الله علیه و آله گفت: «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع‌الظلم».

و اندر تاریخها چنین است که چهار هزار سال این عالم را مُغان داشتند و مملکت اندر خاندان ایشان بود؛ و از بهر آن بماند که میان رعیت عدل کردندی و رعیت را نگاه داشتندی، و اندر کیش خویش جور و ستم روا نداشتندی و جهان به داد و عدل آبادان کردند. و در خبر آمده است که: خدای تعالی به داوود پیغامبر وحی کرد تا داوود قوم خویش را بگوید تا اهل عجم را دشنام ندهند، که ایشان آن کسانی بودند که جهان آبادان کردند، تا بندگان من در وی زندگانی می‌کنند.

پس بباید دانستن که آبادانی و ویرانی جهان از پادشاهان است، که اگر پادشاه عادل بوَد، جهان آبادان بود، و رعیت ایمن بود؛ چنان که به وقت اردشیر و افریدون و بهرام گور و کسری انوشیروان بود. و چون پادشاه ستمکار بود، جهان ویران شود؛ چنان که به وقت ضحاک و افراسیاب و یزدگرد بزهکار و مانند ایشان.

 و بدان که کوشش آن پادشاهان قدیم به آباد داشتن این جهان بود؛ از بهر آنکه دانستند که هرچند آبادانی بیشتر، ولایت بیشتر و رعیّت به انبوه‌تر ]…[ و به جور و ستم کردن همداستان نبودندی، و از کسان خویش بیداد کردن روا نداشتندی، از آنکه می‌دانستندی که مردمان با جور و ستم‌ پای ندارند و شهرها و جایها ویران شود، و مردمان بگریزند و به ولایات دیگر شوند ]…[ و دخل کم شود، و عیش مردمان تلخ و بی‌مزه گردد و رعیت پادشاهِ جابر را دوست ندارند، و همیشه بروی دعای بد کنند تا خدای تعالی ایشان را برخورداری ندهد و زود هلاک شوند

و یقین بدان که یادگار مردم سخن است، به هر چه کند، او را بدان کردار یاد کنند؛ اگر نیک باشد، او را به نیکی یاد کنند؛ و اگر بد باشد، به بدش یاد کنند. پس واجب است بر مردم که تخم نیکی کارد و از عیب و زشتی‌ها دور بوَد، خاصه ملوک را، تا از پسِ ایشان نام نیکو بماند و مردمان او را به بدی یاد نکنند؛ چنان که شاعر گوید:

ای پسر، از بدی گریزان باش           بد مکن  گر کنی، پشیمان باش

از تنـت دور دار زشتـی را           وز بد روزگار، ترسان باش

از پس تو سخن بمانَد و بس        بنگر تا چه خوبتر، آن باش



نصیحه‌الملوک، محمد غزالی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهروز

چرندیات

«سیریل نورس کوت پارکینسون» مورخ و نویسنده انگلیسی، در سال ۱۹۵۷ «اصل پیش‌پاافتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» را مطرح کرد. او متوجه شد مردم به موضوعات مبتذل و پیش‌پاافتاده ارزشی بیشتر از موضوعات تخصصی می‌دهند.
نظریه‌ پارکینسون بر اساس مشاهداتش از کمیته مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود. ماجرا از این قرار بود که افراد کمیته اکثر وقت جلسات را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش‌پاافتاده و غیرمهم، ولی قابل فهم برای عوام کرده بودند. مثلاً مدت طولانی را صرف بحث درباره‌ شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخه‌ کارمندان کرده بودند، درحالی‌که به موضوعاتی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خود نیروگاه اتمی کم ‌توجهی می‌شد؛ موضوعی که بسیار مهم‌تر و پیچیده ‌تر بوده و بررسی آن دشوارتر و تخصصی‌تر بود.
او نشان داد که زمانی‌که صرف هر موضوع مرتبط با طرح می‌شد، نسبت معکوس با میزان بودجه‌اش داشت. درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت رآکتور ظرف ۲.۵ دقیقه گفتگو تصمیم‌گیری شد، اما کمیته روی پارکینگ دوچرخه‌ ۴۵ دقیقه بحث کرد تا میان پارکینگ «بهتر و راحت‌تر» یا «ساده‌تر و ارزان‌تر» تصمیم بگیرد، حال آن‌که فرق دو حالت حدود ۵۰ پوند بود.
یک رآکتور به‌قدری پیچیده و گران‌قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک آن نیست و تخصصی در مورد ساختار و تجهیزات آن ندارد، لذا به راحتی با جمع کنار می‌آید و برای این‌که احمق به نظر نرسد سکوت می‌کند. اما همه می‌توانند یک پارکینگ دوچرخه ارزان و ساده را در ذهنشان مجسم کنند و هرکسی می‌تواند یکی از آن‌ها بسازد. در نتیجه افراد عادی برای این‌که در بحث حضور داشته و درتصمیم‌سازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم‌اهمیت شده و برنامه‌ریزی برای این موضوع ساده منجر به بحث‌های چرند بی‌پایان می‌شود و هرکسی می‌خواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم‌گیری کلان نشان دهد.
اصطلاح «ساختن پارکینگ دوچرخه» استعاره از بحث‌های بی‌اهمیتی است که منجر به مذاکرات گسترده می‌شوند، پای مردم و رسانه‌ها را به میان می‌کشند و باعث غفلت از موارد مهم و اصلی می‌شوند، چرا که برای گفتگوی بی‌خاصیت طولانی در مورد موضوعات پیش‌پاافتاده مدرک و تخصص خاصی نیاز نیست و می‌توان تا پایان دنیا در مورد آن بحث کرد.
این اصل و قانون آن‌جایی توسط سیاست‌مداران استفاده می‌شود که موضوعات مهم و تخصصی و تکنیکی را به راحتی و به سرعت با رأی مردم یا نمایندگان آن‌ها به تصویب می‌رسانند و می‌توانند هر مقدار بودجه که اراده‌ کنند گرفته و هر چه‌قدر بخواهند تحویل آن را عقب بیاندازند. در عوض به مردم موضوعاتی پیش‌پاافتاده و چرند بدهند و افکار عمومی را به آن مشغول کنند.

برگرفته از اینترنت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز